دامپينگ«چينيها»در بازار آهن جدي است
صادرات فولاد راه نجات
بهنود دامغاني
موج كاهش قيمت آهنآلات در بازارهاي جهاني در سالجاري خيلي سريعتر و تيزتر از سالهاي گذشته به بازار ايران رسيد.

|
وقتي شمش فولاد «بيلت» در بورس فلزات لندن سقوط را آغاز كرد، اين خبر ناخوشايند چندان از سوي آهنفروشان سنتي ايران جدي گرفته نميشد، اما وقتي شمش فولاد در بورس تازه تاسيس فولاد لندن به طور روزانه و پلهاي پايين ميآمد موج آن حامل پيامهاي مهمي در بازار ايران بود.
و مهمترين اين پيام جز پيشلرزههايي براي سقوط فولاد نبود كه هماكنون بازار جهاني و بازار داخلي با آن دست و پنجه نرم ميكند.
شمش فولاد كه ماده اوليه توليد تيرآهن، ميلگرد و ورق است طي 40روز از 1300دلار در بورس لندن به 250دلار رسيد. شايد بورس لندن مبناي قيمتگذاري دقيق در بازار فولاد نباشد، ولي آغاز روند كاهشي اين كالا در معتبرترين بورس فلزي جهان ميتواند سرآغاز تحليلهاي بنيادي و تكنيكالي در بازار كالا باشد. چرا خريد يك كالا در بورس فلزات لندن برمبناي پشتوانهها و تحليلهاي اقتصادي است كه دهها متغير ميتواند در آن دخيل باشد. بنابراين روند قيمتها در اين بورس هشدار جدي براي بازار كالا است. همزمان با سقوط فولاد در بورس لندن شاهد كاهش قيمت آهنآلات در بازارهاي منطقه CIS، جنوب شرق آسيا، آمريكا، اروپا و منطقه خليجفارس بوديم، بهطوريكه شمش فولاد در منطقه CIS طي 40روز گذشته حدود 900دلار كاهش يافته است. در صورتيكه در بورس لندن در همين بازه زماني مشابه حدود 1000دلار افت قيمت داشته است. شواهد و روندها نشان ميدهد كه آهنگ كاهش قيمت فولاد در ساير بازارها با كمي تاخير فاز همسو با بورس فلزات لندن بوده است. با كاهش قيمت شمش فولاد در بازارهاي جهاني نوردكاران (توليدكنندگان ميلگرد، تيرآهن و ورق) متحمل ضررهاي ميلياردي شدند بهطور مثال فولادسازان بخش خصوصي شمش را تني 1300 دلار حدود 50روز پيش خريدند، ولي هماكنون بايد كالاهايشان را در بهترين شرايط حدود 750دلار بفروشند. اين در شرايطي است كه ميلگرد وارداتي سرازير شده به بازار ايران حدود 720دلار است. فولادسازان ايراني در گرداب كاهش قيمتها قرار گرفتهاند از سوي ديگر توان صادرات را به دليل كور بودن شبكه صادرات ندارند و اگر هم داشته باشند، زمان را از دست داده و كشورهاي رقيب بازارهاي صادراتي را يافتهاند.
البته بحران فولاد تنها در ايران نيست. ساير كشورها با مقوله كاهش قيمتها دست و پنجه نرم ميكنند، به طوري كه تاتااستيل قصد دارد به دليل ركود اقتصادي جهان قيمت خود را 10درصد ديگر كاهش دهد، چرا كه تقاضاي فولاد نيز تحت تاثير اين بحران به شدت پايين آمده است.
ميلگرد در چين حدود 528دلار قيمت ميخورد همچنين بسياري از كارخانههاي چيني يا توليد را متوقف كردهاند يا با 75درصد ظرفيت فعال هستند. ورق سرد چين حدود 600دلار است، برخي اعتقاد دارند كه ميتوان زير اين قيمت هم پيدا كرد. قراضه در اروپا به تني 156 يورو رسيده در صورتي كه قيمت اين كالا دو هفته پيش 180 دلار بود.
دامپينگ چينيها جدي است
در شرايطي كه مصرف فولاد در كشور دو برابر توليدات است واردات آهنآلات براي توسعه طرحهاي عمراني و ساختماني منطقي و اصولي است، اما واردات فولاد به كشور در شرايطي در حال حاضر صورت ميگيرد كه بوي دامپينگ از سوي برخي فولادسازان خارجي به مشام ميرسد. مركز خدمات فولاد هفته گذشته در گزارشي آورده است:
بيلت سايز 150×150 ميليمتر 380دلار هر تن تحويل انزلي است. ميلگرد چيني كيفيت BS4449 تحويل بندرعباس 420دلار هر تن است. اينها پيشنهادات فروشندگان كالا به ايران است. يك هفته قبل ميلگرد 500دلاري عجيب به نظر ميرسيد. امروز 420دلار واقعيت دارد. حتي ميتوان روي اين قيمت تخفيف هم گرفت. آيا واقعا قيمتها در سطح جهان تا به اين حد تنزل يافته است؟
هيچكس در كاهش قيمتها ترديد ندارد. اين اعداد عجيب، ولي واقعي است. اينها واقعيت امروز بازار فولاد است. زماني كه قيمتها رو به بالا بود، بسياري از تجار در تناژهاي بزرگ و عمدتا به مقصد بندر جبلعلي خريد كردهاند، اما زمان تحويل اين كالاها مصادف با تنزل قيمتها شد. بخشي از تجار نسبت به پرداخت الباقي پول به بانكها اقدام نكردهاند. كالاها در بنادر تخليه شده و هر روز هزينه سرسامآور انبارداري به آنها تعلق ميگيرد و از سوي ديگر مطالبات بانكها پرداخت نشده است. گفته ميشود تنها در بندر جبلعلي 800هزار تن كالا رسوب كرده كه بخش عمده آن داراي شرايط مذكور است.
قيمتهاي امروز آهنآلات معادل قيمتهاي نوامبر 2005 است، با اين تفاوت كه آن روز چشمانداز آينده بازار روشن بود ولي امروز اين چشمانداز كاملا تيره و تار است. بسياري از اين شركتها در حال عرضه اين كالاها به خريداران ايراني هستند. واردات اين كالاها لطمه بزرگي به توليدكنندگان داخلي ميزند. در حال حاضر چين براي حفظ بازار داخلي خود در حال بررسي افزايش جوايز صادراتي است تا موجوديها سريعتر به خارج از اين كشور صادر شود. هندوستان نيز هفته آينده عوارض آهنآلات وارداتي را 15درصد افزايش خواهد داد. بهتر نيست دولت ايران هم براي حمايت از صنايع داخلي تدابيري اتخاذ كند؟
براساس قانون تجارت دولت در شرايط دامپينگ بايد وارد عمل شود و با تشكيل كارگروهي نسبت به تشخيص مقدماتي قيمتشكني چينيها اقدام كند، در حال حاضر چينيها با عرضه كالاهايشان زير قيمت بازار داخلي دامپينگ (قيمتشكني) را آغاز كردهاند و فولادسازان ايراني را در باتلاقي عميق فرو بردهاند. قيمت ميلگرد داخلي هماكنون حدود 800-750دلار است در صورتي كه ميلگرد 500دلاري در بنادر ايران فراوان است از سوي ديگر ورق پايينتر از قيمت مباركه وارد بازار ميشود. مباركه در روزهاي اخير قيمتها را پايينتر آورده است، اما تاجر تمايلي به خريد ورقهاي 760دلاري مباركه ندارد، چرا كه ورق وارداتي به قيمت 600 تا 550دلاري در بازار داخلي زياد است.
نزديك به صفر بودن تعرفه واردات ورق و پايين بودن تعرفه ورود ميلگرد به بازار مهمترين دليل براي افزايش واردات به كشور است.
در روزهاي اخير تجار فولاد ايراني اعلام ورشكستگي كردهاند، همچنين زمزمه تعطيلي برخي توليدكنندگان فولاد بخشخصوصي شنيده ميشود.
بازار در انتظار چند اتفاق مهم
بازار داخلي در ماههاي آينده با فرض چند متغير اساسي در انتظار اتفاقات مهم خواهد بود.
به نظر ميرسد قيمت شمش فولاد به كف رسيده باشد، چرا كه نرخ اين كالا در بورس لندن در اين روزها ثابت مانده است. همچنين در اقتصاد هر گاه قيمتها به سقف برسد، ناگهان به دليل مقاومت خريداران در بازار روند كاهشي پيدا ميكند. اين روند تا جايي كه مشتريان دوباره به بازار برگردند ادامه مييابد شرايطي كه در بازار اتفاق افتاده اين است كه با رسيدن قيمتها به كف مشتريان در بورس لندن و بازارهاي جهاني دوباره به بازار برگشتهاند. اين موضوع بيانگر رونق نسبي در بازار است، اما نبايد فراموش كرد كه قيمت فولاد با نفت رابطه مستقيم دارد. قيمت نفت روند كاهشي دارد، بنابراين نميتوانيم انتظار جهش فولاد در بازار را داشته باشيم. احتمال كاهش بيشتر ميلگرد در بازار داخل وجود دارد. برخي تجار اعتقاد دارند كه ميلگرد در ايران به حدود 500 دلار ميرسد، چرا كه فولادسازان روسيه، تركيه، قزاقستان و چين كالاهايشان را با قيمت پايينتر از داخل به تجار ايراني پيشنهاد ميدهند. اگر نرخ تعرفه ورق، ميلگرد و تيرآهن به همين ميزان فعلي باشد احتمال اينكه سيل فولاد وارداتي به ايران رخ دهد زياد است. از سوي ديگر توليدكنندگان ايراني به شدت به دنبال خريد شمشهاي ارزانقيمت در بازار جهاني هستند. خبرها حاكي است كه يكي از فولادسازان ايراني اقدام به خريد شمش 480 دلار كرده است تا در شرايط كاهش قيمتها كمتر ضرر كند.
بازار بايد ايزوله شود
بازار داخلي در شرايط فعلي براي اينكه بتواند در شرايط بحراني فعلي در امان باشد بايد خود را در برابر فولاد وارداتي ايزوله كند و افزايش تعرفهها راه نجات است.
صادرات فولاد بايد آغاز شود
از سوي ديگر برخي فولادسازان بزرگ داخلي نظير مباركه و ذوبآهن بايد صادرات فولاد را آغاز كنند. اين مقوله يك حسن بزرگ دارد. در شرايط فعلي كه بازار داخلي آهن در ركود است، ميتواند درآمد ارزي را براي فولادسازان ايراني به همراه داشته باشد تا نقدينگي طرحهاي توسعه فراهم شود.
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=129593
احتمال تعطيلي واحدهاي توليد فولاد |
|
|
کاهش توليد فولاد با توجه به روند نزولي قيمت ها زمزمه تعطيلي کارخانه ها را بيش از گذشته پررنگ کرده است. در اين ميان رسوب کالاها در انبار به واسطه کاهش تقاضا نيز ادامه توليد را با مشکل روبه رو کرده است. رئيس اتحاديه آهن و فولاد تهران با اشاره به ضرر هنگفت توليدکنندگان اين بخش به دليل رکود قيمت ها، از وزارت صنايع خواست مانع از تعطيلي اين واحدها شود. «محمد آزاد» با بيان اينکه قيمت هاي داخلي به دليل کاهش تقاضا دچار رکود شده است، افزود؛ هم اکنون کارخانه هاي توليد لوله و پروفيل با ضرر به فعاليت خود ادامه مي دهند. وي با بيان اينکه توليدکنندگان اين بخش ورق مورد نياز خود را به قيمت کيلويي 950 تومان خريداري کرده اند، گفت؛ توليدکنندگان اين بخش ناگزير هستند به دليل کاهش تقاضا، محصولات خود را با ضرر 300 توماني در هر کيلو به فروش برسانند. رئيس اتحاديه آهن و فولاد تهران تنها راه نجات از رکود فعلي حاکم بر بازار فولاد را صادرات محصولات داخلي دانست و گفت؛ وزارت صنايع با حمايت از صنايع داخلي مي تواند از تعطيلي آنها جلوگيري کند.
وي با تاکيد بر جلوگيري از رسوب کالا در کارخانه هاي داخلي به برنا گفت؛ به تبع کاهش ساخت و ساز و قيمت مسکن تقاضاي خريد آهن آلات نيز به شدت کاهش يافته است.
آزاد کشور چين را بزرگ ترين توليدکننده آهن و فولاد در جهان دانست و اظهارکرد؛ با وجود توليد سالانه 480 ميليون تن آهن و فولاد، کشور چين به منظور جلوگيري از بيکاري کارگران و رسوب کالا مواد اوليه خود را به کالاي نهايي تبديل کرده و نازل تر از قيمت محصول اوليه به فروش مي رساند.
وي تصريح کرد؛ دولت چين براي جلوگيري از بيکاري کارگران خود حاضر به پرداخت يارانه هاي بالايي است که اين امر بايد مورد توجه مسوولان کشورمان نيز قرار گيرد. به اعتقاد آزاد دولت براي جلوگيري از تعطيلي کارخانه هاي صنعتي و بيکاري کارگران بايد به دنبال بازاريابي کالاهاي داخلي باشد.
رئيس اتحاديه آهن و فولاد با بيان اينکه آهن داخلي ارزان تر از قيمت هاي جهاني است، گفت؛ اخذ ماليات و تعرفه بازرگاني در مبادي ورودي کشور موجب افزايش نسبي قيمت آهن مي شود ولي در حالت مقايسه يي قيمت آهن داخلي از کشور هاي همسايه کمتر است.
وي قيمت فعلي ورق آهن در سطح جهان را 480 تا 560 دلار در هر تن عنوان کرد و گفت؛ هم اکنون قيمت يک کيلو ورق آهن در کشور بين 580 تا 600 تومان است که تفاوت چنداني با قيمت هاي جهاني ندارد.
آزاد با تاکيد بر ارائه راهکار مناسب از سوي دولت و وزارت صنايع براي خارج شدن از وضعيت فعلي تصريح کرد؛ عدم حمايت از صنايع موجب فرار سرمايه گذاران و بحران در اين بخش مي شود
|
http://www.etemaad.ir/Released/87-08-18/209.htm
کشف فولاد، تحولی در زندگی خود به وجود آورد. فولاد درجنگ و صلح عاملی پیش رونده بوده و هست. در قرن نوزدهم به تدریج تولید فولاد به صورت صنعتی آغاز شد.
توسعه صنعتی جهان در قرن 19 و 20 نیاز به فولاد را مرتب افزایش داد. عدم تعادل فی مابین تولید و نیازهای زمانی باعث شده در دهه های اخیر قیمت های فولاد در قالب یک منحنی سینوسی عمل کند. استراتژیک بودن این محصول از آنجا معلوم می شود که تولید و مصرف به عنوان یک شاخص توسعه یافتگی محسوب شود.
جدول زیر نشان می دهد تولید فولاد از 595میلیون تن در سال 1970 به 343/1میلیون تن در سال 2007 رسیده است. در سال 2007 مقدار 482میلیون متریک تن آهن قراضه مصرف شده است. چین با تولید 498میلیون تن به تنهایی 36درصد تولید جهان را در اختیار دارد. ایران نیز با 10میلیون تن در رتبه بیستم قرار دارد.
در گذشته نه چندان دور چین حدود 8درصد بازار جهان را از نظر تولید و مصرف در اختیار داشت. دستیابی به عددی حدود 500میلیون تن فولاد باعث شد معادلات فولاد جهانی براساس تحولات مصرف و تولید در چین برهم خورده شود. به قولی عطسه در فولاد چین می تواند منجر به آنفلوآنزایی در دنیای فولاد شود. همانطور که بیان شد روند قیمت فولاد طی دهه های گذشته به صورت منحنی سینوسی بوده است. قیمت ها به حداقل می رسد شروع به رشد می کند و از یک قله ای مجدد شروع به کاهش قیمت می کند. تعدادی از این منحنی های قیمت با نوسانات دامنه کوتاه و بعضا با دامنه های بلند بوده است. طی دهه اخیر دو بار این اتفاق به وقوع پیوسته است.
در سال 1999 و 2000 قیمت های جهانی فولاد با افت بسیار بالایی روبه رو شد. در آن سال ها به علت فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی 80میلیون تن فولاد تولید و مصرفی این کشورها به صورت لجام گسیخته وارد بازارهای جهانی گشته و خارج از عرف های معمول بازار باعث سقوط قیمت شد. ورق گرم در آن سال در بنادر شمال ایران تا 180دلار به ازای هر تن معامله شد. با انسجام فولادسازان اروپایی و کنترل تولیدکنندگان فولاد کشورهای CIS به تدریج بازار آشفته سروسامانی پیدا کرد.
میتال در آن زمان معتقد بود بایستی فولادسازان جهان چیزی شبیه اوپک داشته باشند.
علاوه بر آن قیمت های نهادهای تولیدی از قبیل مواد اولیه و انرژی و حمل و نقل نیز در این کشورها به تدریج تعدیل و به سطح قیمت های جهانی رسید.
این بحران در آن سال ها به دره مرگ معروف گردید، زیرا بسیاری از واحدهای فولادی جهان با مشکلات عدیده مواجه شدند در ایران نیز واحدهای فولادی از جمله ذوب آهن اصفهان در یک بحران مالی قرار گرفت.
دومین حادثه مهم قیمتی طی دهه اخیر از ماه مه 2008 آغاز گردید. به علت رشد صنعتی در دنیا خصوصا چین و هند و مصارف برای المپیک 2008 رشد قیمت به صورت غیرمتعارف آغاز گردید به گونه ای که شمش در جولای سال 2008 به عدد 1300دلار معامله شد. بر اساس روال گذشته دهه های اخیر انتظار سقوط قیمت ها وجود داشت. این روال نیز آغاز گردید ولی آنچه که این روند را شتابان نمود بحران بزرگ اقتصادی در آمریکا بود که از مسکن نیز آغاز شد. بازار مسکن مصرف کننده مهم محصولات فولادی است. سرایت این رکود به سایر بازارهای جهانی و کاهش قیمت انرژی سقوط قیمت فولاد را دوچندان شتابان نمود. باتوجه به قله منحنی این سقوط در تاریخ فولاد بی سابقه بوده است.
پیش بینی آینده
برای همه دست اندرکاران فولاد سوال مهم این است که این روند کاهش قیمت ها روزانه و هفتگی تا کجا ادامه خواهد داشت.
1 - بازار فولاد ایران باید بپذیرد کاملا تحت تاثیر بازارهای جهانی فولاد است. اصولا در هر محصولی چنانچه تولید داخل تکاپو ننماید و نیاز به واردات داشته باشد قیمت محصول وارداتی، در میان مدت، تعیین کننده قیمت بازار خواهد بود، بنابراین کاهش قیمت های جهانی فولاد به تدریج با توجه به حجم موجودی های بنادر و انبارها و مصرف کشور تاثیر خود را خواهد گذاشت. در هر صورت قیمت های داخلی تابعی از قیمت های جهانی می شود.
2 - سقوط قیمت های جهانی تا حد قیمت تمام شده و محصولات فولادی می تواند ادامه یابد. در این میان دو فاکتور قابل توجه است. اول نحوه عملکرد قدرت های جهانی در کنترل رکود بزرگ و دوم نحوه برخورد دولت چین در تولید و مصرف فولاد. هر چند این دو عامل با یکدیگر نیز مرتبط هستند.
به هر حال کف قیمت های فولادی قیمت تمام شده جهانی این محصول است. این خط قرمز هر تولیدکننده ای در دنیا است. این عدد از 450 الی 650 دلار در دنیا متغیر است. در کشور ما نیز به نظر می رسد قیمت تمام شده واحدهای اصلی فولادسازی در این حدود باشد. بنابراین می توان نتیجه گرفت قیمت فولاد خام می تواند 500 تا 600 تومان در کشور برسد هر چند تجارب گذشته نشان داده است.
پس از این بحران باز می توان روند افزایش قیمت را انتظار داشت. البته انتظار بازگشت به قیمت های 1300 دلار غیرواقعی است زیرا چنین قیمت هایی با منطق اقتصاد، سازگاری ندارد ولی صعود تا 800 الی 900 دلار در یک دوره زمانی را می توان متصور شد.این داستانی است که طی صد سال گذشته به کرات در بازارهای جهانی فولاد با دامنه های متفاوت اتفاق افتاده است.
http://iran-tejarat.com/News/Cat11/News18
محصول كشور : ایران
و آثار سیاست های ایجاد بورس فلزات و طرح جامع فولاد برآن بازار
آهن و فولاد از مهمترین فلزات و آلیاژها می باشند، میزان تولید و مصرف فولاد در هر کشور، یکی از شاخص های سنجش میزان توسعه یافتگی اقتصادی آن کشور تلقی میشود به طوری که صنایع آهن و فولاد را می توان به عنوان پایه و اساس توسعه اقتصادی عنوان نمود.امروزه با تغییرات به وجود آمده در سطح جهانی، کشورهای جدیدی در صنعت فولاد فعال شده اند که در حال حاضر هر یک تهدید بالقوه ای برای ثبات بازار فولاد محسوب می گردند.
بورس کالا، بازار متشکل و منسجمی است که تعداد زیادی از عرضه کنندگان، کالای خود را عرضه و کالای مربوطه پس از بررسی های کارشناسی و قیمت گذاری توسط کارشناس آن بازار، به خریداران عرضه می شود. در این بورس ها معمولا کالاهای خام و فرآوری نشده مانند فلزات، پنبه،گندم، برنج و... دادو ستد می شوند. یکی از مزایای بورس کالا، حضور نهادهای نظارتی و تنظیم گری است که تمامی تولیدکنندگان، مصرف کنندگان و تجار کالا با حضور این نهادها، از مزایای مترتب بر قوانین و مقررات حاکم بر بورس برخوردار می شوند.
کتاب حاضر بازار صنعت فولاد درایران و جهان و نتایج سیاست های ایجاد بورس فلزات را مورد بررسی قرار داده است.
http://www.efeh.com/products/5162
تحليلي بر مشكلات و بازارهاي صادراتي صنعت فولاد ايران (ديدگاه مهندس مدني اصفهاني)
صنعت فولاد در فرآيند توسعه صنعتي همواره جزو صنايع مادر به حساب آمده است؛ به خصوص در كشورهايي كه در حال توسعة زيرساختهاي صنعتي خود هستند، صنعت فولاد و فرآوردههاي فولادي اهميتي دوچندان دارد. مهندس مدني اصفهاني، مدير پژوهش و توسعه شركت ملي فولاد ايران، در گفتگوي خود با شبكه ايتان به بررسي موضوعاتي چون مشكلات صنعت فولاد كشور، قابليت رقابت صنعت فولاد ايران و بازارهاي صادراتي موجود براي آن پرداخته است:
مشكلات صنعت فولاد ايران
تجهيزات مورد استفاده در صنايع فولاد ايران به جز در چند شركت معدود نظير گروه ملي فولاد، بهروز و جديد است و از لحاظ تجهيزات، مشكل عمدهاي در صنعت فولاد كشور وجود ندارد ؛ بيشتر مشكلات موجود در اين صنعت به مسايل دانش فني، مديريت و برنامهريزي باز ميگردند. براي مثال شركت فولاد آلياژي يزد را ميتوان ذكر نمود كه ظرفيت توليد و پيشرفتگي تجهيزات آن از سطح توليد فعلي اين شركت بسيار فراتر است ؛ اما متأسفانه اين شركت دانش فني توليد محصولات ديگر را دارا نيست
ضعف ديگر صنعت فولاد كشور، بهرهوري پايين و استفاده نامناسب از منابع انساني، مالي و مواد اوليه اين صنعت است. مدت طولاني به بهرهبرداريرسيدن طرحهاي فولادي را ميتوان به عنوان مثالي در مورد استفاده نامناسب از منابع مالي و سرمايه ذكر نمود. طرحهاي مختلف فولادي با چنان تاخيري به پايان ميرسند كه اگر با ديدگاه توانايي رقابت در سطح جهان به آنها نگريسته شود، ممكن است راهاندازي اين طرحها بعد از دوره طولاني مدت ساخت، ديگر صرفه اقتصادي نداشته باشند.
از نظر بهرهوري نيروي انساني، شاخص قابل قبول جهاني توليد فولاد به ازاي هر نفر، حدود 1000 تن است در حاليكه اين شاخص در كارخانههاي ما به ازاي هر نفر حدود 200 تن است. اين بهرهوري پايين، بيشتر به مسايل مديريتي، عدم تخصص نيروي كار و فرهنگ كاري نامناسب مربوط ميشود
زمينة استفاده مناسب از مواد اوليه و مصرف آنها نيز مشكلاتي وجود دارد. در سطح جهاني سعي بر استفاده بهينه از مواد اوليه است ؛ به عنوان مثال مصرف الكترود در كورههاي قوس الكتريكي در هر تن توليد فولاد در حال كم شدن است ؛ اما در كشور ما به دليل استفاده نادرست، ميزان مصرف الكترود كه ماده گراني محسوب ميشود، حدود دو برابر ميزان جهاني است. همين مشكل در مورد نسوزها و مواد اوليه ديگر نيز وجود دارد.
با جمعبندي اين مطالب ميتوان گفت اگر چه حركت صنايع فولاد كشور به سمت افزايش بهرهوري در بخشهاي مختلف است، اما اين حركت كند بوده و شاخصها فعلي به دليل مشكلات فناوري، مديريتي، سازماني، نيروي انساني و غيره هنوز با معيارهاي مورد قبول جهاني فاصله زيادي دارد. شايد يكي از دلايل اين فاصله زياد را دولتي بودن صنعت فولاد كشور بتوان بيان نمود. در صورت خصوصي شدن صنايع فولادي، قطعاً تلاش اين صنايع براي رسيدن به معيارهاي قابل قبول كيفيت براي محصولها و استفاده بهينه از تمامي امكانات دو چندان خواهد شد. به همين دليل است كه تصميمگيريهايي براي تشويق فعاليت بخش خصوصي در صنعت فولاد صورت گرفته است.
بررسي رقابتپذيري و بازارهاي صادراتي صنعت فولاد ايران
تفكري كه امروزه بر محافل صنعتي-اقتصادي جهان حاكم است، توان رقابت در عرصه جهاني است و تفكر خودكفايي ديگر جايي در اين محافل ندارد. در صورت حاكم بودن تفكر خودكفايي بر يك كشور، آن كشور در صنايع مختلفي وارد ميگردد و در نتيجه نميتواند در بعضي صنايع بخصوص، توامندشده و قدرت رقابت كردن در سطح جهاني را بدست آورد. با وجود اين، در كشور ما هنوز تفكر خودكفايي تا حدودي مورد توجه است ؛ البته در تدوين استراتژي توسعه صنعتي كشور، صنايع وابسته به منابع طبيعي از جمله صنعت فولاد داراي مزيت رقابتي شناخته شدهاند. برخي مقدمات اين نتيجهگيري درست است؛ چون ما مواد اوليه و انرژي ارزان و فراوان در اختيار داريم؛ اما نيروي انساني را با توجه به بهرهوري پايين نميتوان مزيت ذكر نمود؛ همچنين اين دو مزيت ذكر شده بدون قرارگرفتن در حلقه جامع توليد كه مديريت و بهرهوري منابع مختلف را شامل ميشود، نتيجهبخش نيست و نميتوان بدون توجه به تمام عوامل اين حلقة جامع، (داشتن بهرهوري مناسب)، صنعت فولاد قابل رقابت داشت
يكي از اهدافي كه كشورهاي صنعتي دنبال مينمايند حركت به سمت فناوريهاي با ارزش افزوده بالا و انتقال فناوريهاي با ارزش افزوده پايين به كشورهاي ديگر است. حال اگر قرار باشد كشورهاي صنعتي از توليد محصولاتي نظير فولاد ساختماني خارج شوند، با توجه به سرمايهگذاريهايي كه براي توليد اين نوع فولاد در كشور انجام شده. ميتوان در توليد اين محصولات وارد عرصه صادرات شد. حجم فعلي صادرات فولاد كشور رقم بالايي نيست و صادرات كشور در اين بخش به بعضي از توليدات فولاد مباركه و فولاد خوزستان محدود ميشود كه رقمي حدود سيصد هزار تن است. با به پايان رسيدن طرحهاي در دست اجراي فولاد و محصولدهي اين طرحها، ميتوان براي ورود به بازارهاي جهاني به ويژه بازار منطقهاي برنامهريزي نمود.
البته در منطقه رقبايي هم وجود دارند؛ كشورهاي آسياي ميانه، تركيه و كشورهاي عربي نظير عربستان و كويت كه سعي كردهاند حداقل براي برآوردن نيازهاي خود سرمايهگذاري نمايند.
همچنين به دليل وجود دو كشور جنگزده در همسايگي ايران، توليدات كشور ميتوانند در منطقه بازارهاي خوبي داشته باشند.
كشورهاي آسياي ميانه با توجه به حجم توليد فعلي آنها در زمينه فولادهاي ساختماني، نميتوانند به عنوان يك بازار مطرح باشند ؛ اما در زمينه فولادهاي آلياژي ميتوان براي حضور در بازار اين كشورها برنامهريزي نمود. فولاد آلياژي يزد توان توليدي بيش از حد فعلي را داراست و در صورت توليد با توان اصلي خود، محصولاتي بيشتر از نياز كشور توليد خواهد نمود و توانايي صادرات را خواهد داشت. البته بازار در مورد فولادهاي آلياژي حساستر است و بايد در مورد بازاريابي آنها و كيفيت محصولات دقت بيشتري نسبت به فولادهاي ساختماني مبذول گردد.
http://material.itan.ir/?ID=283
بازار محصولات فولادى نسبت به 10 روز گذشته رونق يافته است. محمد رجايى- مديرعامل شرکت فولاد مبارکه افزود: در ماههاى اخير به دليل رکود جهانى، بازار فولاد وارد دوران رکود شده و برخى محصولات در انبار مانده بود که از 10 روز گذشته بازار نسبت به گذشته بهبود يافته است. وى درباره علت رونق نيز گفت: هنوز نمىتوان در مورد علت آن اظهار نظر کرد، اما احتمالا افزايش ساخت و ساز موجب رونق بازار فولاد شده است. او همچنين درباره برخى اظهارات مبنى بر بىکيفيت بودن فولاد وارداتى، خاطر نشان کرد: کيفيت محصولات فولاد مبارکه بسيار بالا بوده و به طور طبيعى هر محصولى که وارد کشور مىشود، با آن مقايسه شده و کيفيت آن به فولاد مبارکه نمىرسد. وى افزود: در مقاطعى مصرف داخلى فولاد بيشتر از عرضه آن شده و براى تامين نياز داخل مقدارى فولاد وارد مىشود که البته نمىتوان جلو آن را گرفت و سالهاست که فولادسازان داخلى با همين وضعيت فعاليت مىکنند. گفتنى است، چندى پيش انجمن فولاد با بيان اينکه واردات فولاد موجب ضرر و زيان توليدکنندگان داخلى شده است، خواستار کاهش واردات محصولات فولادى شده بود. هم چنين اين انجمن در مقاطع مختلف کيفيت برخى از محصولات فولادى وارداتى را نامرغوب دانسته بود. مديرعامل شرکت فولاد مبارکه همچنين درباره کاهش جهانى قيمت سنگ آهن گفت: قيمتهاى جهانى سنگ آهن در مقطعى به شدت افزايش يافت و در حال حاضر نيز با وجود روند نزولى، همچنان بالاتر از قيمتهاى داخلى است. رجايى تصريح کرد: تغيير جهانى قيمت سنگ آهن تاثيرى در بازار داخلى سنگ آهن ندارد، زيرا تاکنون واردات سنگ آهن به فولاد مبارکه نداشتهايم. (ايسنا)،
http://gsi.ir/News/Lang_fa/Page_24/TypeId_2/NewsId_18345/Action_NewsBodyView/news.html
بزرگان تجارت فولاد جهان
از آغاز شکلگیری جوامع بشری، تبادلات کالا به کالا برای رفع نیازهای اولیه بشر در جریان بوده است؛ چرا که هیچ فردی قادر نبوده است تمام نیازهای خود را تامین کند. باافزایش نیازها و گسترش تنوع کالا و خدمات، تبادل کالا به کالا خواست تمامی افراد را پاسخگو نبود.
از زمانی که بشر زندگی قبیلهای را شروع کرد و مبادله کالا به کالا بین اقوام مختلف متداول شد، برای جلوگیری از اختلاف و حل اختلافات به وجود آمده دستورالعملهایی ایجاد شد. از این رو سکههایی از جنس طلا و نقره به عنوان معیاری برای دادن معاملات پذیرفته شدند(1)
با گذشت زمان به دلیل تفاوت وزن، عیار و کیفیت سکههای مورد استفاده فلزات گرانبها از ابزار مبادله به وسیله ای برای پشتوانه پول رایج کشورها تبدیل شدند. در این زمان بود که اسکناس وارد بازار تجارت شد. شکل 1روند رشد جهانی شدن تجارت کالا و خدمات از سال 1970 الی 2005 را نشان میدهد. حجم کل تجارت جهانی انجام گرفته در سال 2005 حدود 9600میلیارد دلار آمریکا برآورد شده است.
همانطور که در شکل 2 مشاهده میشود حدود 4/34درصد صادرات جهانی در سال 2005 توسط 25 کشور عضو بازار مشترک اروپا انجام گرفته است (3).
در این میان 6/26درصد صادرات جهانی در سال 2005 متعلق به آسیا و استرالیا بوده است.
5/2درصد صادرات جهانی در سال 2005 سهم قاره آفریقا و 1/3درصد صادرات جهانی سهم آمریکای جنوبی، 14درصد سهم آمریکای شمالی و 3/2درصد سهم روسیه بوده است (3).
کشورهای اروپایی، ژاپن، کره جنوبی و... عملا فاقد ذخایر معدنی کافی برای تولید محصولات صنعتی هستند. این کشورها مواد اولیه را عمدتا از کشورهای در حال توسعه با سیاست تجارتی استعماری که تاکنون اعمال کردهاند به قیمت ناچیزی خریداری و با دانش فنی و تجربیات صنعتی که حاصل سرمایهگذاری مستمر تحقیقاتی آنها در 100 سال اخیر است، به محصولات صنعتی تبدیل میکنند.
ارزش افزوده چنین محصولاتی چند برابر قیمتی است که برای خرید مواد معدنی جهت ساخت آنها به کشورهای در حال توسعه پرداخت کردهاند. کشورهای صنعتی برحسب تصمیمات سیاسی از فروش بعضی از تجهیزات صنعتی به کشورهای خاص خودداری میکنند.
به عبارت دیگر در دنیای امروز تجارت بخش اصلی فعالیتهای سیاسی جهان را به خود اختصاص داده است. کشورهای صنعتی برای افزایش رفاه بیشتر مردم و تامین رفاه نسلهای آینده خود کوشش میکنند تجهیزات، ماشینآلات صنعتی، فرآوردههای دارویی و ... تولید خود را به کشورهای در حال توسعه صادر نمایند؛ چرا که کشورهای در حال توسعه توانایی تولید چنین محصولاتی را ندارند. علت این امر اجرای سیاست استعماری در صد سال اخیر و حکومت دولتهای دست نشانده کشورهای استعماری در کشورهای در حال توسعه است که به جای ایجاد امکانات زیربنایی برای توسعه واقعی صنعت، عملا درآمدهای ملی را در کشورهای توسعه نیافته در زمینههایی که کشورهای استعماری مایل بودند، هزینه کردند (4و 5).
در شکل 3 روند تجارت جهانی محصولات نیمه تمام و نورد شده فولادی در سالهای 2005 و 2006 آورده شده است. ژاپن در سال 2006 حدود 30میلیون تن و چین به ترتیب در سالهای 2006 و 2007 - 32 و 50میلیون تن محصولات فولادی مازاد بر واردات به سایر کشورها صادر کردهاند.
ژاپن در سال 2005 و 2006 حدود 1/67میلیون تن ذغالسنگ کک شو برای تبدیل به فولاد وارد کرد. در سال 2005ژاپن حدود 3/132میلیون تن سنگآهن و در سال 2006 حدود 137میلیون تن سنگآهن از خارج وارد کرد. به عبارت دیگر صد در صد سنگآهن مصرفی و بیش از 95درصد انرژی مصرفی برای تولید 3/84میلیون تن آهن خام مذاب تولیدی ژاپن در سال 2005 و حدود 83میلیون تن در سال 2006 را از خارج وارد کرده است. (10و 11).
چین در سال 2005 حدود 274میلیون تن و در سال 2006 حدود 372میلیون تن سنگآهن از خارج وارد کرده است. واردات سنگآهن چین برای جبران کمبود سنگآهن به منظور تولید 2/404میلیون تن آهن خام مذاب در سال 2006 بوده است. به عبارت دیگر در سال 2006 حدود 65درصد از کمبود سنگآهن مصرفی چین با واردات تامین شد. چین مازاد بر صادرات جمعا حدود 12میلیون تن کک و ذغالسنگ کک شو در سال 2005 وارد کرده است.
صددرصد سنگآهن مصرفی کره جنوبی (حدود 46میلیون تن) در سال 2006 از خارج وارد شد. در سال 2005 و 2006 هندوستان و ایران صددرصد سنگآهن مصرفی صنایع تولید فولاد خود را با استخراج از معادن سنگآهن داخلی خود تامین کردند و مقدار زیادی هم این دو کشور سنگآهن در سالهای 2005 و 2006 صادر کردهاند. (10 و 11).
27 کشور اروپایی در سال 2006 حدود 175میلیون تن که معادل 88درصد کل سنگآهن مصرفی آنها در سال 2006 برای تولید فولاد بود را از خارج وارد کردند. با توجه به اعداد و ارقام واقعی فوق ژاپن، 27 کشور عضو بازار مشترک اروپا، کره جنوبی، چین و... به علت اینکه به واردات سنگآهن و مواد انرژیزا از خارج وابسته هستند نسبت به ایران، هندوستان و ... مزیت نسبی برای تولید فولاد ندارند. ایران با وجود مزیت نسبی خدادادی برای تامین فولاد مصرفی خود در سال 1385 علاوه بر تولید حدود 10میلیون نزدیک به 9/7 میلیون تن واردات فولاد داشته است. (12 و 13 )
در شکل 4 بزرگترین قدرتهای اقتصادی دنیا آورده شدهاند. همان طوری که دیده میشود درآمد ناخالص ملی به ارزش روز ارز چین در سال 2005 بیشتر از ایتالیا، فرانسه و انگلستان شد. پیشبینی میشود در سال 2007 قدرت اقتصادی چین بیشتر از آلمان هم شود.
با توجه به رشد سرسام آور اقتصادی سالانه چین در سالهای اخیر و سرمایهگذاری خارجی که جمعا از سال 1993 تا 2005 حدود 621میلیارد دلار آمریکا و به تنهایی در سال 2005 حدود 62میلیارد دلار آمریکا بوده است (2) و ادامه رشد اقتصادی چین تا 5 سال آینده، پیشبینی میشود چین حداقل احتمالا در سال 2010 دومین قدرت اقتصادی دنیا شود. در شکل 5 تراز تجارت خارجی کشورهای مختلف در سال 2005 دیده میشود. همان طوری که میبینیم تراز تجاری آمریکا در سال 2005 منفی 830میلیارد دلار است.
به عبارت دیگر آمریکا را بدهکارترین کشور دنیا میتوان دانست. در صورتی که آلمان قهرمان صادرات دنیا در سال 2007 حدود 200میلیارد دلار بیشتر از واردات، صادرات داشته است (2). همچنین مازاد صادرات چین در سال 2005 حدود 102میلیارد دلار بیشتر از واردات آن بود. بر مبنای اعداد و ارقام فوق و بررسی سایر فاکتورهای موثر بر رشد اقتصادی کشورها پیشبینی میشود رشد اقتصادی
6 سال اخیر کشورهای اروپای غربی به جز پرتغال با شدت کمتری حداقل تا نیمه اول سال 2008 ادامه داشته باشد. پیشبینی میشود در پایان سال 2007 رشد اقتصادی دانمارک، ایرلند، اسپانیا و انگلستان با کاهش مواجه شود. همچنین در سال 2007 تورم در آمریکا حدود 8/2درصد و میانگین تورم در اروپای غربی 1/2درصد و در آسیا حدود 5/2درصد باشد. پیشبینی میشود کاهش رشد اقتصادی در کشورهای دانمارک، ایرلند، اسپانیا و انگلستان در سال 2008 بیشتر از میانگین کاهش سایر کشورها از قبیل آلمان، فرانسه و... خواهد بود (11). قدرت خرید واقعی به یوهان (واحد پول چین) در چند سال اخیر بیش از ارزش اسمی آن بود. در مقابل قدرت واقعی خرید دلار کمتر از ارزش واقعی آن در همین مدت بوده است.
دولت چین برای ادامه رشد اقتصادی خود علاوه بر فراهم نمودن شرایط لازم برای سرمایهگذاریهای داخلی و خارجی تصمیمات سیاسی و اقتصادی لازم را تاکنون اتخاذ کرده است. مثلا چین برای تضمین ادامه رشد کمی و کیفی تولید فولاد خود در سالهای آینده از چندین سال قبل شروع به خصوصی سازی واقعی صنایع بزرگ تولید فولاد خود نموده است
(شکل 6). علاوه بر آن در پی حمایتهای دولت میزان انجام تحقیقات کاربردی در صنایع چین با سرمایهگذاری زیاد و همکاری دانشگاههای این کشور رشد کرده است.
مدیران صنایع تولید فولاد چین ضمن رشد کمی فولاد این کشور برنامهریزیهای لازم را برای ارتقای کیفیت و تولید محصولات فولادی با ارزش افزوده بالا را در چند سال اخیر مدنظر قرار دادهاند، به طوری که صادرات محصولات کیفی و با ارزش افزوده بالای فولاد از قبیل ورقهای فولادی مقاوم به حرارت و ورقهای ضد زنگ نورد شده سرد فولادی از چین به بازارهای هدف اروپایی به طور سرسام آوری افزایش داشته است (جدول 1). مقامات مسوول صنایع فولاد بازار مشترک اروپا برای جلوگیری از افزایش صادرات این نوع فرآوردههای فولادی چین به اروپا در تاریخ 08/08/1386 (15) شکایتی به کمیسیون بازار مشترک اروپا ارائه کردند.
مسوولین صنایع فولاد 27 کشور عضو بازار مشترک اروپا معتقدند چینیها با عدم هزینه کردن حفظ محیط زیست در تولید محصولات فولادی و پرداخت سوبسید به تولیدکنندگان این صنعت اجازه رقابت سالم را از تولیدکنندگان اروپایی گرفتهاند (15). صادرات ورقهای فولادی مقاوم به حرارت در سال 2005 از چین به اروپا حدود 178هزار تن بود که پیشبینی میشود در پایان سال 2007 به حدود یکمیلیون و 900هزار تن؛ یعنی به بیش از 13 برابر برسد.
همچنین صادرات ورقهای نورد شده سرد ضد زنگ (یک محصول با ارزش افزوده بالا) چین به اروپا که در سال 2005 با حدود 7000 تن در سال شروع شده بود، در سال 2007 به 167000تن؛ یعنی حدود 24 برابر شد و جمع کل صادرات فولاد چین به 27 کشور اروپایی بر مبنای اعداد و ارقام 10 ماهه اخیر در سال 2007 حدود 10میلیون تن خواهد بود. عملا کشورهای عضو بازار مشترک اروپا از کیفیت فولادهای فوق که از چین به کشورهای عضو بازار مشترک صادر شده است، نتوانستهاند ایرادی فنی بگیرند. به عبارت دیگر چینیها علاوه بر رشد سرسامآور کمی در تولید فرآوردههای فولادی، با برنامه ریزی درست، هماهنگی دانشگاهها، استفاده از متخصصان بدون توجه به گرایشهای سیاسی و ایدئولوژی آنها تاکنون موفق شدهاند از لحاظ کیفی نیز به پیشرفتهای شایان توجهی در تولید محصولات جدید فولادی نایل شوند.
با وجود افزایش نسبی قیمت نفت و گاز در سال 2007 نسبت به سال 2006 بر خلاف نظریه کشورهای صنعتی، رشد اقتصادی جهان در سال 2007 نیز ادامه داشته است. پیشبینی میشود، رشد اقتصاد جهانی با نفتی به قیمت بشکهای نزدیک به 100 دلار در سال 2008 با شدت کمتری از رشد اقتصادی جهانی در سال 2007 ادامه خواهد داشت. با توجه به اینکه رشد اقتصاد جهانی بدون رشد مصرف محصولات فولادی امکانپذیر نیست، تولید جهانی فولاد خام در سال 2007 با توجه به آمار 10 ماهه اخیر با رشد 8/6درصد نسبت به سال 2006 از 1240میلیون تن به حدود 1325میلیون تن خواهد رسید.
همچنیندرصد رشد فولاد در سال 2008 کمی کمتر ازدرصد رشد آن در سال 2007 بوده است و برای اولین بار تولید فولاد خام دنیا به بیش از 1400میلیون تن خواهد رسید (11). در سال 2008درصد رشد فولاد کشورهای چین، هندوستان، برزیل، روسیه و ایران (به علت راهاندازی کوره بلند سوم در ذوب آهن و... ) بیشتر از میانگیندرصد رشد جهانی خواهد بود
http://boursenegar.com/articledetail-fa-78.html
چگونه فولاد ارزان توليد ميكند؟
سرنوشت بازار آهن بعد از رشد جهشي تعرفهها
بهنود دامغاني
ديروز بالاخره پس از يك هفته انتظار كميسيون ماده يك جلسه خود را براي تعيين نرخ جديد تعرفه واردات آهن برگزار كرد، اما آخرين شنيدهها حاكي است كه اعضاي اين كميسيون تصميم مشخصي مبني بر افزايش يا كاهش تعرفه واردات آهنآلات نگرفتهاند.

|
اختلاف نظر بين توليدكنندگان بزرگ فولاد دولتي و مصرفكنندگان آهنآلات، همچنين ارائه نكردن استدلالهاي مورد تاييد به كميسيون
ماده يك از سوي برخي فولادسازان غيردولتي سبب شد تا اين كميسيون نتيجه قابل ارائهاي نگيرد.
ديروز نتيجه نامشخص براي تعرفهها سبب شد تا تجار در مورد خريد انبوه آهنآلات با عينك ترديد به بازار نگاه كنند چرا كه هر گونه اشتباه در معاملات سرنوشت تيرهاي را براي خريدار به ارمغان خواهد آورد.
در چنين شرايطي نظر كميسيون ماده يك بايد به دور از هر گونه تصميم احساسي باشد؛چرا كه تغيير نامعقول تعرفهها بازار را به ناكجاآباد ميبرد.
طي هفته گذشته شواهد نشان داد كه شايعه تغيير تعرفهها موجهاي سنگيني را روانه بازار آهن كرد. به طوري كه وقتي خبر آمد تعرفهها به طور جهشي ميخواهد افزايش يابد ناگهان سيل خريد روانه بورس كالا شد و محصولات ذوبآهن اصفهان يكشنبه گذشته پس از ركود چند هفتهاي به طور شگفتانگيزي مورد معامله قرار گرفت به طوري كه بورس كالا چهارشنبه گذشته را با عرضه 152هزار تني ميلگرد و تيرآهن از سوي «فولاديها» به عنوان روز طلايي بورس كالا خواند. علائم نشان داد كه خبر يا افزايش قطعي تعرفهها ميتواند تقاضا در بازار آهن را به طور كاذب افزايش دهد چرا كه تجار با اين تصور كه رشد تعرفه واردات در ماههاي آينده منجر به گراني آهن ميشود نسبت به خريد آهنآلات در روزهاي ارزاني اقدام ميكنند تا در شرايط افزايش قيمتها بفروشند. اين تراژدي اخطار به بازار آهن تلقي ميشود، چون در شرايطي كه توليد فولاد نصف مصرف آن (توليد فولاد حدود 12ميليون تن و مصرف حدود 23ميليون تن) است، هر گونه تعرفه جهشي واردات آهن سبب خواهد شد واردات اين كالا صرفه اقتصادي چنداني نداشته باشد. از سويي ديگر با سقوط روند واردات فولاد در چهار ماه آينده روبهرو خواهيم شد. اين در شرايطي است كه در پايان اسفند ماه و فصل بهار كه اوج مصرف آهنآلات است اگر تقاضا در اوج قرار گيرد و بازار خالي از آهنآلات باشد انفجار قيمتها رخ ميدهد اين موضوع در سال جاري به دليل كاهش ثبت سفارش در سال 86 و كند شدن روند واردات رخ داد به طوري كه نرخ رشد افزايش قيمتهاي جهاني آهنآلات در شرايط آتشفشان قيمتها (دو ماه پيش) در ايران بيشتر از خارج كشور بود. چون رشد قيمتها در شرايطي در جهان به وقوع پيوست كه ميزان واردات آهنآلات (به غير از ورق) در داخل از رشد منفي برخوردار بود. چون مشكلات مربوط به ثبت سفارش آهنآلات به ايران و فقدان آهنآلات در بازارهاي جهاني روند واردات را كند كرده بود.
حال اگر اين مهم در سه يا چهار ماه آينده در شرايطي رخ دهد كه تعرفهها به طور جهشي افزايش پيدا كرده است حال چه اتفاقي در بازار آهن رخ ميدهد؟!
بنابراين كميسيون ماده يك بايد بر اساس پيشبينيها و اتفاقات مهمي كه در بازارهاي جهاني فولاد در ماههاي آينده رخ ميدهد تصميم بگيرد.در حال حاضر فولادسازان جهان تجربه سال 2001 كه به دره مرگ فولاد موسوم است را از ياد نبردهاند و هماكنون با كاهش توليد به دنبال متعادل شدن بازار هستند و بازار آهن روند نزولي خود را ادامه نخواهد داد. كما اين كه قيمت بيلت (ماده اوليه توليد محصول نهايي آهن) در بورس لندن پس از سقوط پيدرپي روند نسبتا روبهرشدي به خود گرفته است و احتمال دارد كه در ماههاي آينده از مرز 500دلار بگذرد چراكه خريدهاي سه ماهه و 15 ماهه بورس لندن بر روي 460 و 465 دلار بسته شده است.
بنابراين اعمال تعرفههاي بالا براي واردات فولاد علاوه بر اينكه ميتواند فرصتسازي براي فولادسازان داخلي كند اما ممكن است نمره منفي در كارنامه وزارت بازرگاني به عنوان متولي تنظيم بازار كالا به ثبت برساند.
بهترين تصميمي كه وزارت بازرگاني به منظور كنترل بازار ميتواند بگيرد در اختيار قراردادن شمش ارزان در اختيار توليدكنندگان داخلي است تا آنها با عرضه بيشتر كالا نسبت به تنظيم بازار آهن اقدام كنند.تصميم براي رشد جهشي قيمت آهن منجر به ايجاد بازار سياه براي آهن ميشود و تجربه بهار امسال براي اين بازار تكرار ميشود. برخي افراد سودجو به بهانه كسب درآمد بيشتر در اين آشفته بازار اقدام به خريد ميكنند تا در فصل گراني بفروشند.حمايت غيرمنطقي از توليدكننده با ابزار تعرفهاي مانند درمان سرطان است كه به طور موقتي اوضاع بيمار را بهبود ميبخشد بنابراين دولت بايد توان رقابتپذيري توليدكنندگان داخلي را با سياستگذاري منسجمتري كه قطعا متولي آن وزارت صنايع و معادن و بانكها هستند افزايش دهد.
دامپينگ چينيها جدي است
چرا چينيها ارزان توليد ميكنند و ارزان ميفروشند؟ اگر دولت با افزايش تعرفهها جلوي واردات آهن را بگيرد ديگر كالاي چيني ارزان وارد كشور نميشود. اين موج به طور خودكار سبب خواهد شد توليد داخلي هم ارزان نشود. در شرايط فعلي دامپينگ چينيها در بازار آهن جدي است اما نبايد با ابزار تعرفهاي آن هم به صورت رشد جهشي جلوي فولاد ارزان چيني را گرفت. چينيها بايد به اين نتيجه برسند كه به دليل متعادل شدن توليد و تقاضا در بازار آهن واردات براي آهن صرفه اقتصادي نخواهد داشت.
به گفته انجمن توليدكنندگان فولاد در حال حاضر بخش خصوصي 10ميليون تن ظرفيت خالي دارد كه دولت با تامين شمش فولاد ميتواند از ظرفيتهاي خالي بخش خصوصي استفاده كند. اين مهم شايد باعث كنترل بازار آهن شود حال فولادسازان ايراني اين پرسش را بايد مطرح كنند كه چرا فولادسازان چيني ارزان توليد ميكنند؟ پاسخ صحيح به اين پرسش ميتواند راهگشاي بازار فولاد باشد.
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?
مرکزخدمات فولاد:با شروع تابستان و روشن شدن اثرات توقف بودجه عمرانی، فولاد های انباشته شده در انبار ها به بازار سرازیر شد. نتیجه این شد که حجم معاملات بالا رفت ولی از میزان موجودی ها به همان نسبت کاسته نشد. در کنار این شرایط اوضاع نقدینگی هرروز وخیم تر شد، بسته شدن باب وام ها به واردکنندگان فشار آورد، تنزل قیمت ها در خارج، تجار بزرگ جهانی را به سرازیر کردن کالا به مناطق آزاد تشویق کرد. وقتی قیمت ها به سقف خود رسید، سایه تردید بر بازار دامن زد، تردید ها جای خود را به احتیاط داد. همه به فروش روی آوردند، درحالی که دو ماه قبل به خرید تمایل داشتند. مسابقه فروش به تنزل قیمت ها انجامید، امروز هستند تجاری که کالا هایشان را با کیلویی 300 تومان ضرر به فروش می رسانند. دیگر کسی علاقه به خرید ندارد. سیاست امروز فرار از موجودی و رجحان نقدینگی است. اما این روند تا کجا ادامه خواهد یافت؟ در سطح جهانی باید در انتظار تمام شدن تابستان هم بود معمولاً اواخر ماه سپتامبر، شاخص وضعیت بازار جهانی است اما چشم انداز آخر سپتامبرخوش بینانه نیست. بهترین دلیل آن این است که برزیلی ها درخواست 20 درصد افزایش قیمت سنگ آهن از چینی ها کرده اند اما پس از یک هفته چینی ها هنوز زحمت جواب دادن به این پیشنهاد را به خود نداده اند. یک علت آن انباشتگی سنگ آهن در بنادر چین است. افت قیمت سنگ آهن هندی مشوقی است برای چینی ها تا قدرت چانه زنی خود را بالا ببرند. بسته شدن کارخانجات در شمال چین و ادامه سیاست کنترل اقتصادی از طرف این کشور، چشم انداز افزایش تقاضا را در تردید برده است. آرامش بازار ملک در خاورمیانه هم مسابقه خرید در بورس امارات را به رکود تبدیل کرده است. رکود اقتصادی آمریکا و به دنبال آن اروپا امیدواری به افزایش تقاضا تا پایان سال 2008 را ضعیف کرده است. اینکه در خلال پنج سال آینده روند تقاضا بیش از عرضه خواهد بود، کمکی به تکان خوردن بازار ها در فصل آینده نخواهد کرد. یک تحلیل آماری نشان می دهد قیمت یک تن بیلت به عنوان شاخص فولاد معمولاً معادل قیمت هشت بشکه نفت است. بنابراین سقوط قیمت نفت طبعاً کاهش قیمت فولاد را به دنبال دارد چرا که نفت یک کالای بسیار مهم در هزینه های تولید انرژی و حمل و نقل است از سوی دیگر پایه قیمت زغال سنگ و گاز که در تولید انرژی مورد مصرف در تولید فولاد به کار می رود نیز است. بنابراین تا زمانی که قیمت نفت رو به پایین است قیمت فولاد هم کاهش خواهد یافت. از سوی دیگر بزرگ ترین خریداران فولاد کشور های نفتی هستند و با کاهش درآمد نفت آنها در تقاضای خود محتاطانه عمل خواهند کرد. تا زمانی که قیمت نفت به ثبات نسبی نرسد انتظار ثبات قیمت فولاد بیجاست. اما در ایران شرایط خاص خود را دارد. اولویت امروز دولت، مبارزه با تورم است. از آنجا که سال آینده سال انتخابات ریاست جمهوری است، دولت نسبت به مساله تورم شدیداً حساس است. از سوی دیگر همزمانی این شرایط با اجرای اصل 44 قانون اساسی باعث تشویق سیاست هایی است که سرمایه ها را به سمت بورس ببرد تا کالا. قفل شدن بانک ها همه تجار را زمین گیر کرده و قدرت ریسک آنها را به حداقل رسانده است. تجارت فولاد متکی بر اعتبارات است تا زمانی که اعتبارات بانکی فعال نشود، تجارت فولاد همچنان در رکود به سر خواهد برد. منبع دیگری که پول به بازار فولاد می آورد بودجه های عمرانی است. این بودجه ها همچنان متوقف مانده است. اگر درست این بودجه ها را فعال کنند قیمت ها سرسام آور بالا خواهد رفت چرا که تا پایان مرداد حجم کالا های فروش رفته در بورس و وارد شده به کشور جمعاً به چهار میلیون تن رسیده درحالی که به طور معمول باید حداقل پنج میلیون تن مصرف می شد. در این حال یک میلیون تن کالا کمتر به بازار تزریق شده است. موجودی انبار های تهران بهترین شاهد آن است که تقاضا کاهش یافته اما عرضه بالا نرفته است. در حال حاضر کارخانجات برای بقای خود نیاز به مواد اولیه دارند، برای خرید مواد اولیه نیاز به پول یا اعتبارات است که در فضای فعلی موجود نیست. طبعاً تولید با کاهش شدید روبه رو شده است. اگر بودجه های عمرانی فعال شود، موجودی کافی کالا برای تامین آن وجود نخواهد داشت. با توجه به سیاست دولت برای کنترل قیمت ها منجمد کردن تقاضا گزینه ای است که دولت به شدت بر آن تاکید می کند به همین دلیل اگر اعتبار 3/2 میلیارد دلاری دولت به بخش فولاد هم عرضه شود نباید امیدوار بود که به مصرف برسد چراکه باید کالای آن در بورس فلزات پیش فروش شود. در بازار فعلی سه هزار میلیارد تومان پول برای خرید فولاد ساخته شده، موجود نیست. طبعاً این عرضه به کاهش بیشتر قیمت ها دامن خواهد زد و بازار را در انتظار طولانی تری فرو خواهد برد. واقعیت این است که بازار فولاد در شرایط موجود در سایه ترس از فردا نشسته است